امیر اچ پی

مدیرمحصول، قبل از آن فاندر و خبرنگار. علاقه‌مند به کشف و ساخت چیزهای جدید.

تجربه ۹۰ روز زندگی در ترکیه

(قسمت اول): زبان مردم ترکیه به صورت باورنکردنی‌ای اصرار دارن انگلیسی نفهمن. یعنی حتی one و two رو هم نمی‌‌خوان بفهمن تا اینکه با دست نشون بدید. از این جهت می‌گم نمی‌خوان بفهمن چون با رسم الخط انگلیسی و این حجم توریست شما هیچ تلاشی هم نکنی… باید از یه ایرانی بهتر انگلیسی صحبت کنی. اما در ترکیه شما دو گروه آدم داری گروهی که وقتی بفهمه انگلیسی صحبت می‌کنی اصلا صورتش رو اون سمت می‌کنه (مثلا در بازار بزرگ) و گروه دیگه‌ای که سعی می‌کنه کارت رو راه بندازه (بیشتر جوان‌ها). ...

<span title='2023-05-18 20:10:30 +0330 +0330'>مهٔ 18, 2023</span>

دیجیتال نومد چیه و تجربه دیجیتال نومدینگ با پاسپورت ایرانی - قسمت اول

من چند روزی هست که دارم درباره موضوع دیجیتال نومد می‌خونم و فکر می‌کنم و تو این رشته توییت می‌گم که معمولا در سازمان‌ها نقطه‌ای وجود دارد که به نظر می‌رسد «نقطه بی‌بازگشت است» در این نقطه شاکله اصلی سازمان «نمی‌داند که نمی‌داند» و پر قدرت به مسیر سرازیری خود ادامه می‌دهد. روزهای پایانی این سازمان‌ها اما به نظرم شکل و شمایل مشخصی دارد. ۱- افراد بی لیاقت رشد می‌کنند. کسانی که شایستگی ندارند و در هیچ شرکت دیگری جایگاهی نخواهند داشت در این شرکت بالاترین سمت‌ها را از آن خود می‌کنند و به راحتی تفکرات خود را به کرسی می‌نشانند. ...

<span title='2023-05-18 20:10:30 +0330 +0330'>مهٔ 18, 2023</span>

دیجیتال نومد چیه و تجربه دیجیتال نومدینگ با پاسپورت ایرانی - قسمت اول

من چند روزی هست که دارم درباره موضوع دیجیتال نومد می‌خونم و فکر می‌کنم و تو این رشته توییت می‌گم که اوضاع برای یک ایرانی، با پاسپورت ایرانی، درآمد ریالی و بدون حساب بانکی «احتمالا» شبیه این عکس‌ها نیست. دقت کنید این بیشتر از اینکه «سفر» باشه «زندگی» هست و لازمه که شبیه زندگی باشه توی این شکل از زندگی شما تو سفر زندگی می‌کنید مزیتش اینه دیگه از این چرخه که «پول دربیارم که یه روز دنیا رو بگردم» رها می‌شید. پس مهمه که هزینه‌هاتون مثل یک زندگی معمولی در تهران باشه. من مدل کوچ‌سرفینگ رو انتخاب کردم که خونه محلی‌ها مهمون بشم و هزینه اقامتم حذف بشه. ...

<span title='2023-04-18 20:10:30 +0330 +0330'>آوریل 18, 2023</span>

بررسی اکوسیستم اپل و نگاهی به یک توییت پر حاشیه

من بالاخره فرصت کردم تمام ریپلای‌هایی که درباره توییتم شده بود رو بخونم. این برام یک مواجه جالب با شرایطی بود که عده زیادی قبولت ندارن شبیه این فیلم‌ها که بهت گوجه فرنگی پرت می‌کنن و برای همین دوست داشتم تحلیلش کنم. پاسخ‌ها چند دسته بود: (۱۵ درصد) فقط فحش دادن (۳۰ درصد) بدون اینکه دلیلی بیارن مسخره کردن یا رد کردن ...

<span title='2023-03-18 20:10:30 +0330 +0330'>مارس 18, 2023</span>

آنچه از کار در تخفیفان یاد گرفتم

عناوین و مقدمه این را سال ۹۷ نوشته بودم اما به دلایلی کاملش نکردم و منتشر نشد. احتمالا با گذشت این مدت موضوع دیگر محرمانه هم نباشد. احتمالا زمانی که این نوشته منتشر می‌شود خبر ادغام قطعی تخفیفان و نت برگ منتشر شده است برای همین با خیالی راحت‌تر می‌توانم آنچه طی ۹ ماه کار در تخفیفان یاد گرفتم را از زوایای مختلف با شما سهیم شوم. ادغام این شرکت در نهایت به نفع همه است چرا که رویکردهای انحصاریشان صرفا هزینه فعالیت و بازاریابی را بالا برده بود و عملا هیچ سودی برای دو طرف نداشت. البته که ماهیت چنین کسب و کاری هم این است که نمی‌توان غیر انحصاری کار کرد. ...

<span title='2023-01-30 18:03:17 +0330 +0330'>ژانویهٔ 30, 2023</span>

داستان یک شروع قسمت پنجم: یافتم یافتم

در قسمت اول درباره حال و هوایم در آخرین سال‌های مدرسه گفتم که چطور سعی داشتم نشریه‌ای را به صورت جدی راه بیندازم و چطور باعث شد اولین تجربه خبرنگاری‌ام شکل بگیرد. در قسمت دوم درباره یک بعد از ظهر عجیب گفتم که بدون برنامه ریزی، داخل گود راه اندازی یک استارتاپ افتادم. ایده‌ای که هرچند اول شد اما هیچ وقت فراتر از ایده نرفت. در قسمت سوم درباره اهمیت کوفاندر گفتم و اینکه چطور با کمک حامد ایده از ذهن ما فراتر رفت و اجرایی شد. در قسمت چهارم از کار ثابتی که داشتم بیرون آمدم تا رویای خودروی اشتراکی را محقق کنم. یک هفته بعد از خروجم از پیوست و خداحافظی‌ام با حرفه خبرنگاری (هرچند همان موقع سعی کردم ارتباطاتم را حفظ کنم و رسانه مستقلی را شکل دهم اما در نهایت به این نتیجه رسیدم اتلاف زمان است) در بهمن ۹۵ در دیموند تمام وقت مشغول کار روی استارتاپ /می‌بریم/ شدم. از کارم که بیرون آمدم شروع کردم به بررسی دیتاهایی که تا آن روز جمع کرده بودیم. با مشتریانمان تماس گرفتم و آنچه فهمیدم این بود که هیچ کس متوجه اینکه چطور از اپلیکیشن استفاده کند نشده است. بعضی فقط تست کرده بودند و این تستشان در سیستم ثبت شده بود در نتیجه خیلی‌ از رانندگان به کسانی درخواست می‌دادند که صرفا قصد تست داشتند و کاربر فعال نبودند. کاملا سردرگم بودیم آنچه به اشتباه فکر می‌کردیم این بود که اگر تعداد کاربرانمان بالا برود خود به خود پلتفرم مان شکل می‌گیرد و بدتر آنکه گمان می‌کردیم این بالا بردن را می‌توانیم با تبلیغات انجام دهیم. با هیچ کدام از مفاهیم CAC و LTV آشنا نبودیم در نتیجه نمی‌دانستیم «کاربران به چه قیمتی زیاد می‌شوند» و اصلا اگر هم زیاد شدند «تا کی درگیر ما می‌مانند و چقدر سود می‌آورند» جدا از آن‌ها درک درستی هم از فانل فروش نداشتیم و متوجه نبودیم که جذب تازه اولین گام یک فانل فروش است. در حالی که برای توسعه پلتفرم باید انگیزه‌ای برای ماندن طرفهای درگیر پیش بینی کرد یعنی زمانی که پلتفرم شکل نگرفته و کار نمی‌کند آدمها چرا باید از آن استفاده کنند. این مسئله در پلتفرمی مثل می‌بریم که با متغیرهای زمان و مسیر هم درگیر بود پیچیده تر می‌شد. عدم وجود یک منتور قوی از همان روز اول حس می‌شد نه ما می‌دانستیم چه کار باید بکنیم نه کسی به ما می‌گفت چطور از مخمصه جان سالم به در ببرم. تا پایان سال ۹۵ بسیار آشفته سعی داشتیم کاربران مان را از راه های ارزان افزایش دهیم که در این کار هم موفق بودیم اما مسئله این بود که این کار به پول منتهی نمی‌شد حتی آدم ها به سفر هم نمی‌رسیدند. اپلیکیشن به این صورت کار می‌کرد که مسافر یا راننده مسیر ثابت‌شان و زمان روزانه‌شان را وارد می‌کردند و همان موقع مسیرهای مشابه دیگران را می‌دیدند. کاربر بعد از پیدا کردن هم مسیر به او درخواست می‌داد. تا همین جای کار تعداد زیادی از کاربران از فانل فروش خارج شده بودند حالا تصور کنید که بخش زیادی از درخواست‌ها هم هیچ وقت پاسخگویی نداشت. آن تعداد یک تا دو درصدی از کاربرها که هم مسیرشان را پیدا کرده بودند با او از طریق چت داخل اپلیکیشن قرار می‌گذاشتند و بعدش؟ راستش فکری به حال بعدش نکرده بودیم آن قدر رسیدن به این مرحله سخت بود که هیچ وقت بهش احساس نیاز نکرده بودیم. یعنی اگر کسی به مرحله آخر اپ می‌رسید خبر نداشتیم آیا سفر را انجام داد یا خیر و اینکه پول ما چه شد؟! بعد از صحبت تلفنی با کاربرها سه ماه بررسی و دغدغه در نهایت به این نتیجه رسیدیم که اپلیکیشن فعلی ما چند مشکل بزرگ دارد: ...

<span title='2023-01-30 18:03:17 +0330 +0330'>ژانویهٔ 30, 2023</span>

داستان یک شروع قسمت چهارم: پریدن در قسمت عمیق استخر

در قسمت اول درباره حال و هوایم در آخرین سال‌های مدرسه گفتم که چطور سعی داشتم نشریه‌ای را به صورت جدی راه بیندازم و چطور باعث شد اولین تجربه خبرنگاری‌ام شکل بگیرد. در قسمت دوم درباره یک بعد از ظهر عجیب گفتم که بدون برنامه ریزی، داخل گود راه اندازی یک استارتاپ افتادم. ایده‌ای که هرچند اول شد اما هیچ وقت فراتر از ایده نرفت. در قسمت سوم درباره اهمیت کوفاندر گفتم و اینکه چطور با کمک حامد ایده از ذهن ما فراتر رفت و اجرایی شد. ...

<span title='2023-01-18 20:10:30 +0330 +0330'>ژانویهٔ 18, 2023</span>

سوالات رایج درباره مدیریت محصول

خیلی از مفاهیم هر چقدر هم که تعریف‌ها و استانداردهای مشخصی داشته باشند در عمل و در شرایط مکانی مختلف معنی مختلفی پیدا می‌کنند. مدیریت محصول هم از آن جنس سمت‌هایی است که در هر جای دنیا به شکل مختلفی تعریف می‌شوند. ماجراجویی‌هایم در طی این مدت در شرکت‌های مختلف به عنوان مدیر محصول و مطالعات این مدتم، من را به درک عمیقی در رابطه با جایگاه این سمت در ایران رساند. ...

<span title='2022-12-30 18:03:17 +0330 +0330'>دسامبر 30, 2022</span>

داستان یک شروع قسمت سوم: کوفاندر اولین قدم برای شروع ماجراجویی است

«داستان یک شروع» مطلبی چند قسمتی درباره ماجراجویی‌هایی است که در مسیر کاری انجام دادم. قسمت اول و قسمت دوم را بخوانید. این قسمت از یک نیاز پنهان برای شروع می‌گویم: کوفاندر. از یک جایی به بعد حس کردم دیگر فایده ندارد روی ایده‌ام کار کنم. بعد از رو انداختن به چند نفر و چند بار خواهش و التماس در نهایت حتی یک اپلیکیشن هم درست کردیم اما قدم بعدی برایم نا معلوم بود. همان جا مثل مجسمه خشکم زده بود، نمی‌دانستم چه کار کنم و کسی هم سراغی نمی‌گرفت. خیلی اوقات خودم هم بی حال شده بودم. احتیاج داشتم کس دیگری باشد که کار را پیش ببرد و مرا هم همراه خودش ببرد یا اگر کار نمی‌کردم تلنگری بزند و مرا به خودم بیاورد اما حفره آن فرد دیگر سنگینی می‌کرد. ...

<span title='2019-02-18 20:10:30 +0330 +0330'>فوریهٔ 18, 2019</span>

داستان یک شروع قسمت دوم: لین استارتاپ ماشین یک اتفاق غیر منتظره

«داستان یک شروع» مطلبی چند قسمتی درباره ماجرای شکل‌گیری می‌بریم و مسیری است که طی این سال‌های کم طی کردم. قسمت اول را اینجا بخوانید. این قسمت از یک رویداد غیر منتظره می‌گویم که مسیر کاری من را تغییر داد: لین استارتاپ ماشین. ۲۰ سالم است. با تجربه کمی در کار خبرنگاری خیلی اتفاقی پایم به رویداد استارت‌آپی «لین استارتاپ ماشین» باز می‌شود. قرار است به عنوان خبرنگار رویداد افتتاحیه را پوشش دهم اما شب قبلش با خودم فکر می‌کنم «اگر شانس این را داشته باشم که ایده‌ام را مطرح کنم چه؟» آیا می‌توانم رویایم برای راه اندازی یک استارت‌آپ را آنجا به حقیقت تبدیل کنم؟ آیا وقت آن نرسیده به جای مکتوب کردن موفقیت دیگران خودم جریان ساز باشم؟ ...

<span title='2018-05-18 20:10:30 +0330 +0330'>مهٔ 18, 2018</span>